سکوت نامه گره می خورد نگاه هایشان درهم به هنگام در آغوش کشیدن یکی شدن گلوله شدن، کار را تمام می کند... تا فردا بازوانشان را می فشارند و باز دست جفا پیشه ی دهر، لگدمالشان می کند... باز که می گردند بوی کار بوی زحمت بویی عجیب، اتاق ها را در می نوردد... چیست این؟ (پاسخ در ادامه مطلب) ذهن براقت فریبنده است، و شیرین عقلی ات بسیار پنهان... کیست تا کنون مزه ی با تو بودن را نچشیده و عطر تو را نبوییده؟ حتی فکرت مشوش می کند رودهای وجودم را و می تراود دهانم قطرات عشق خوشمزه ات را تو را که درآغوش می کشم برق نگاهت هوش می برد از سرم... ای...؟؟؟؟؟؟؟ (جواب در ادامه مطلب) ادامه مطلب ... کف پایت بوسه گاه چشمه ای جوشان و افروخته ی مغزت، دم گرم کنِ لحظه های حماقت تو با آن پیچش کیهانی دست منعطفت، روزهاست گرفتار صفحه ی شطرنجی تلویزیون و پر باد و پر آب و پر دود، طاقچه را نوستالژیک کرده ای... یادت بخیر خوش قامت روزهای دور سرفه ای... (جواب در ادامه مطلب است بخوانید و متحیر بمانید!) ادامه مطلب ... صفحه قبل 1 صفحه بعد آخرین مطالب نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
|||||||||||||||||
![]() |